ღ♥ღ...خفن ترین ها+18...ღ♥ღ

ﺯﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻣﯿﮕﻪ :

50 ﺳﺎﻟﻪ پیش ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺑﯿﻨﻪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟

ﻣﺸﺎﻭﺭ : ﺗﻮ ﮐﻪ 50 ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﯼ ﯾﮑﻤﯽ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﺑﻼﺧﺮﻩ ﯾﮑﯿﺘﻮﻥ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ ﺩﯾﮕﻪ




درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)

مردی قصد خودکشی داشت

به بالای صخره بلندی رفت

طنابی به گردنش انداخت و آن را به صخره بست ،

مقداری سم خورد ،

خود را آتش زد ه و پرت کرد

و در همان حال به سر خود شلیک کرد .

تیر به خطا رفت

و طناب را قطع کرد !

مرد که از حلق آویز شدن نجات یافته بود ،

به داخل آب افتاد و آتش خاموش شد !

خوردن آب دریا باعث شد ، استفراغ کرده و سم را از بدن او دفع کند .

ماهیگیری او را دید و از آب زنده بیرون آورد .

مرد به بیمارستان تامین اجتماعی منتقل شد

و در آنجا

بعلت نبود امکانات درگذشت! 




درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺎﺭﺳﯽ “ﺳﻠﻔﯽ” ﻫﻢ اعلام ﺷﺪ
.
..
.
.
“ﺧﻮﯾﺶ ﺍﻧﺪﺍﺯ”
آدم یاد خاک انداز میوفته 





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(1)
پسره پست گذاشته
چگونه بعد از ازدواج از یک دختر قرتی و سوسول یک زن واقعی بسازیم ؟!
 به نام خدا !
کمربند
دختره کامنت گذاشته:
اگه پسرای این دوره زمونه چیزی به نام کمربند میشناختن
که شلوارشون رو آسفالت نبود!





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
بابای من واسه اینکه ثابت کنه هوا هنوز انقد گرم نشده که ما کولر روشن کنیم
یه هفته اس ظهرا با پتو میخوابه وسط هال…!!!
تازه هرنگون بختی ام تو این شرایط در هالو وا کنه
یه چیزی پرت میکنه طرفش
میگه ببند درو سوز میاد تو!!!





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟
بابا آب داد ، بابا نان داد
می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
من می توانم بخوانم و بنویسم
می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
من می توانم بدوم
و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدراس 





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
آقایﻣﺠﺮﻱ : ﮐﻲ ﻣﻴﺪﻭﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﻴﻪ؟
ﻓﺎﻣﻴﻞ دور : ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺖ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﮏ ﻣﻴﮕﻦ ﻋﺸﻖ!
ٱقایﻣﺠﺮﻱ : ﻋﺸﻖ ﻳﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺑﻪ
ﭘﺴﺮﻋﻤﻪزا : ﻣﺜﻞ ﺣﺴﻲ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻲ ﺩﺍﺭﻩ !
ٱقایﻣﺠﺮﻱ : ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ !
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﻣﺜﻞ ﺣﺴﻲ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻲ ﺩﺍﺭﻥ !





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
کاش اسم بابام نعمت بود و اسم مامانم نازی
اینجوری دلم خوش بود که حداقل
.
.
.
.
.
.
با ناز و نعمت بزرگ شدم
والا به همین برکت 





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
میخوام یه باک بنزین بزنم

کسی کلیه نمیخواد؟





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)
بچه بودیم بهمون میگفتن هر لقمه غذا رو
 

باید 32 بار بجوی تا خوب غذات هضم بشه

یه روز من نشستم امتحان کردم
 نهار که تموم شد دیدم شام رو اوردن  





درتاريخ :
| | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)


.: Weblog Themes By SinaAzadbakht :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران