ღ♥ღ...خفن ترین ها+18...ღ♥ღ




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 13:32 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 13:29 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:57 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(5)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:55 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:53 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:46 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:41 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 12:39 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)

User-agent: *
Allow: /
Allow: /page/sitemap.xml
Sitemap: http://www.mycottage.loxblog.com/page/sitemap.xml
 




درتاريخ : یکشنبه 29 تیر 1393
| 06:47 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)

چند مرد در رختکن يک باشگاه ورزشى مشغول لباس پوشيدن بودند که تلفن یکیشون که روى نيمکت بود زنگ زد. مرده گوشى را

 

 برداشت، دکمه  صداى بلند آن را فعّال کرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقيه هم به مکالمه  تلفنى او جلب شد.


مرد: سلام


زن: سلام عزيزم. تو هنوز توى باشگاهى؟


مرد: آره


زن: من الان توى مرکز خريد هستم. اينجا يک مغازه، پالتو پوست خيلى قشنگى داره که قيمتش  سه ميليون تومنه. از نظر تو اشکالى نداره

 

 بخرم؟




بیشتر...
درتاريخ : شنبه 28 تیر 1393
| 09:28 | نویسندش : سیناآزادبخت | ارسال نظر(0)


.: Weblog Themes By SinaAzadbakht :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران